سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

18

مذكر احباب ( فارسى )

و اين فتح نيز به همّت امير مذكور بوده و با وجود مزاحمات ملكى ذات ملكى « « 20 » » صفاتش به مقتضاى « المرء يطير بجناح همّته » 20 ، همگى همّت عالى و نهمت متعالى بر احراز ممالك كمال و مداين فضل و افضال مقصور و محصور گردانيده و امنّهء سعى « « 21 » » جميل و ازّمهء جدّ « « 22 » » جزيل را به صوب استحصال دقايق حقايق « « 23 » » علوم عقلى و نقلى مصروف و معطوف ساخته ، اهتمام تمام داشت ، و اوقات شريف را ضايع نمىگذاشت و در تصوّف مناسبتش قوى ظاهر مىشد . معانى بلند را در عبارات دلپسند ادا مىكرد و اين رباعى را گفته « « 24 » » به حضرت مخدومى « « 25 » » مولانا خواجگى - قدّس سرّه - فرستاده بودند : « « 26 » » لمؤلفه احول نِيَم اى دوست يكى دو بينم * هر چيز كه بينم همه با او بينم مستغرق هو چنان شدم در همه حال * هو گويم و هو بشنوم و هو بينم ايشان اين رباعى حضرت خان را شرحى نيكو « « 27 » » نوشته‌اند و مقامات قابل را نيكو « « 28 » » بيان كرده‌اند و در فن حديث تلميذ سند المحدّثين خواجه مولانا اصفهانى است كه شرح شمايل آن نيكو خصال در مشارق و مغارب مشهود است « « 29 » » و مشكات ضمير منيرش « « 30 » » چون مصابيح پر نور . و در فقه شاگرد افقه زمان مولانا محمود عزيزان است « « 31 » » كه طبع كافيش دقّت را در مطالعهء هدايه به نهايه رسانيده و فضايلش از شرح مستغنى « « 32 » » است و سندش در قرائت سبعه زبدة الحفّاظ مولانا يار محمد قارى است كه بىوقوف در قرائت قرآن قدم نمىگذاشت و عدم تجويد را مطلقا جايز نمىداشت . كشّاف فضايلش تفسير تركى كه به جهت تيسير نوشته ، بسنده است « « 33 » » و رسايلى كه در فقه قلمى نموده ، سودمند ، و خط نسخ را نيكو مىنوشت سيپاره‌ها « « 34 » » نوشته و اكنون در مجالس و محافل خير تلاوت مىكنند و به علم موسيقى به مضمون « فى كلّ نغمة من نغمات « « 35 » » الموسيقية سرّ من أسرار اللّه تعالى » توجّهى مىفرمود و ضرب و نطقش موافق بود و به نغمات جان‌افزا و به الحان دلگشا در نقشهاى غريب تركيبات دلفريب عجيب به نوعى مىنمود « « 36 » » كه سازندگان قوانين ايقاع 21 و نوازندگان موازين تأليف 22 به اجماع در تحسين آن عمل متفق القول

--> ( 20 ) . P ملكى ملكى ( 21 ) . K , P اعنه سعى ( 22 ) . P و جدّ ( 23 ) . P استحصال حقايق ( 24 ) . P « گفته » ندارد ( 25 ) . B « مخدومى » ندارد ( 26 ) . P « بودند » ندارد . ( 27 ) . P ايشان رباعى را شرحى مفيد ( 28 ) . B « نيكو » ندارد ( 29 ) . P شمايل او در مشارق مشهود است ( 30 ) . P مشكلات ضميرش ( 31 ) . P عزيزست ( 32 ) . P مغنى ( 33 ) . P پسنديده است ( 34 ) . P سپارها ( 35 ) . B نغمتك ( 36 ) . B نوعى نمود